< تلنگر آنلاین

 

 

جناب آقای صدیقی شب فاطمیه روی منبر در بیت رهبری که همه مسئولان و سران نشسته بودند مطلبی را گفت که فریاد و گریه جمعیت بلند شد و نتوانست آن را تمام کند و دیدند که جمعیت بسوی حضرت آقا دارن حمله میکنند که به عنوان تبرک به ایشان دست بزنند . آقا را بردند و دیگر نتوانستند جمعیت را اداره کنند و آن مطلب این بود:

من همه ساله مکه که میرفتم قبل از رفتن به محضر آیت الله بهاءالدینی میرسیدم و از ایشان توصیه میخواستم . ایشان به من توصیه هایی میکرد و من به توصیه ها عمل میکردم و بعدهم که برمیگشتم یک چیزی برای ایشان می آوردم این دفعه که محضر ایشان رفتم این مطلب را فرمود: شما وقتی که مسجدالنبی می روید از قسمت جنوب شرقی مسجد از آن قسمت هفت قدم میایید به جلو و قسمت بعدی را هم گفت که من نمیتوانم دقیق به شما بگویم به خاطر اینکه ایشان این را به ودیعت پیش من گذاشت .آن وقت از دو طرف به من دستور داد. وقتی که قدم زدی آمدی جلو رسیدی به آنجا ، آنجا بنشین و این ذکر سبعه را بگو این ذکر را که گفتی انشاءالله به حوائجت خواهی رسید.

آقای صدیقی میگوید عرض کردم چه وجهی دارد که من باید آنجا بنشینم و اذکار سبعه را بگویم و هفت قدم بزنم ایشان فرمودند : وقتی حضرت زهرا برای دفاع از حضرت علی آمد بدنش خون آلود بود وقتی که آمد داخل مسجد نشد و هنگام برگشت نتوانست ادامه راه دهد و همین جا نشست و آن مکان به خون حضرت زهرا رسیده است و آنجا حاجتتان را بخواهید.

فریاد و گریه جمعیت بلند شد...

آفای صدیقی می گوید: من رفتم و این کار را انجام دادم حالا تو نگو آقای بهاءالدینی خودش هم نیت و یا حاجتی دارد چون خودش مشرف نمیشود. در مدینه دیدم بلندگو صدا میزند که آقای صدیقی دوباره بروند مدینه. بعد از برگشت خدمت آقای بهاءالدینی رفتم و بدون حرفی از من پرسید می دانی ثمره ذکرت چه بوده؟ گفتم نه . فرمود ثمره ذکرت این بود که دوباره به مدینه مشرف شدی گفتم شما مطلعید که من دوباره به مدینه رفتم!!!  گفت بله آنجایی که نشسته بودید ذکرمیگفتید در آنجا با شما بودم و بعد گفتند ثمره دوم ذکرت می دانی چیست؟!!

که وقتی آقای صدیقی آن را گفت مجلس به هم پاشید و اینقدر مردم خودشان را زدند و گریه کردند که آقا تشریف بردند.

گفتند ثمره دوم این بود که آن نیتی که من میخواستم به آن نیت رسیدم و آن این بود که امسال مقام معظم رهبری به دیدار امام زمان نائل امد...

 

  


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : یکشنبه ۱۳٩۳/٥/۱٩ | ۳:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سخت می گذره


تاريخ : سه‌شنبه ۱۳٩۳/٥/٧ | ٩:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

 

 

 

 

یارب چه کنم با دل بیمار ،این دل شده چون خانه‌ی آوار
 
از خوف تو بنگر که چگونه،در سینه‌ی شب گریه کنم زار
 
وقتش نشده توبه کنم من؟کی بندگی‌ات را کنم ای یار؟
 
من خسته‌ام از بار گناهم،بردار تو از شانه‌ی من بار
 
من جز تو پناهی که ندارم،از وسوسه ها? خود نگهم دار
 
صد دفعه از آغوش تو رفتم، باز آمده ام باز به تکرار
 
از بس که به من لطف نمودی،باشم همه‌ی عمر بدهکار

ازبخشش تو بس که
ببخشی،با گوشه‌ی چشمی دل بسیار

سرمایه ام از کف همگی رفت،حالا که ضرر کرده‌ام انگار

در هم نخری وای به حالم،در هم بخر ای حضرت دادار 

شاید که شفاعت کند از من،در روز جزا میر علمدار

 

 



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: یا رب


تاريخ : سه‌شنبه ۱۳٩۳/٥/٧ | ٧:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

 

 

دلی دارم که تنگ مشهد توست

به سر شوق حریم و گنبد توست

گدایی خسته در باب الجوادت

امید او به فضل مرقد توست


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: یا ضامن آهو


تاريخ : سه‌شنبه ۱۳٩۳/٥/٧ | ٦:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

 

 

  وَ عَسی أن تَکرَهوا شَیئاً وَ هُوَ خَیرٌ لَکُم وَ عَسی أن تُحِبوا شَیئاً وَ

هوَ شَرٌ لکُم وَ اللهُ یَعلَمُ وَ أنتُم لآ تَعلَمون.

 

 و چه بسا چیزی را ناخوشایند دارید در حالی که خیر شما در آن است و چه بسا چیزی را دوست دارید در حالی که ضرر و شر شما در آن است و خداوند(صلاح شما را) میداند و شما نمیدانید.

(سوره بقره آیه 216 )


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: بقره آیه 216


تاريخ : شنبه ۱۳٩۳/٥/٤ | ٤:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.